شوخی را جدی بگيريد

شوخی را جدی بگيريد

با شتاب روند سریال‌سازی در ایران، حالا مشكل تازه‌ای برای مخاطبان فراگیرترین رسانه ایران مطرح شده است. هجوم سریال‌های تلخ و غمگین به رسانه ملی آنقدر سهمگین بود كه معاون سیما حتی طی بیانیه‌ای ساخت این نوع سریال‌ها را محدود كرد و آن را همراه با تجمل‌گرایی و مصرف‌گرایی به عنوان آفت‌هایی برای مخاطب ایرانی مطرح كرد.

اشاره مهمی كه می‌شد تاثیرات درست آن را بخوبی دید. اما كارگردانان و نویسندگانی كه موضوعات اصلی برنامه‌های خود را از جامعه بیرون می‌آوردند معتقد بودند اطراف آنها همین اتفاقات تلخ و غمگین زیادتر است و نمی‌توان روی آنها چشم بست. این روزها انگار در بر پاشنه دیگری می‌چرخد، چراكه حالا وضعیت برگشته است و همه سریال‌های پر از اندوه جای خود را به مجموعه‌های طنز داده‌اند، به طوری كه این روزها تنها شبكه 3 سیما هر شب 3 مجموعه طنز (خنده بازار، خانه اجاره‌ای و نقطه‌سرخط) را روی آنتن می‌برد. اما چیزی كه در این میان به چشم می‌آید و به نوعی شاید بدسلیقگی قلمداد شود توازنی است كه میان این مجموعه‌ها باید وجود داشته باشد و نیست.

طنز، تلخی‌ها را كم می‌كند

بسیاری از كارشناسان رسانه معتقدند الزاما برای نگاه داشتن مخاطب پای گیرنده‌های تلویزیونی لازم نیست او را با بدبختی‌های موجود در جامعه سرگرم كنیم. اساسا نقش ذاتی رسانه فراگیری مانند تلویزیون در ارائه راه‌های بهتر در جهت ایجاد زندگی مطلوب اجتماعی و آگاهی بخشی خلاصه شده است. در این میان پخش سریال‌هایی با موضوعات تلخ و غمگین، قطعا فاقد وجاهت اجتماعی است و البته باید گفت الزاما توجه بینندگان به این سریال‌ها و پرمخاطب بودن آنها، نشانه مطلوب بودن آن و تاثیر اجتماعی مناسب آن بر توده‌های مختلف اجتماعی نیست.

نرگس، زیر تیغ، دلنوازان، ستایش و… تنها گوشه‌ای از برنامه‌هایی بودند كه با محوریت اندوه و مشكلات لاینحل خانوادگی و اجتماعی تهیه شدند، هرچند این روند با سریال‌های «تا ثریا» و «شیدایی» به كیفیت گذشته و بلكه اندوهناك‌تر از پیش ادامه یافت، اما این نكته آنقدر تداوم پیدا كرد كه حتی صدای خود مسوولان تلویزیون را هم درآورد و هر دو سریال زودتر از آنچه باید به اتمام رسیدند. این نكته نشاندهنده بی‌علاقگی خود مسوولان فیلمسازان به این‌گونه سریال‌سازی است، اما اصرار آنها برای ساخت چنین آثاری جالب توجه است.

همه اینها در حالی است كه باید به یاد بیاوریم تلویزیون تجربه ساخت سریالی مانند «خانه سبز» را هم به عنوان یك اثر مطلوب خانوادگی داشته كه در یاد و خاطره مخاطبان تلویزیون ماندگار شده است.

یكی از مهم‌ترین دلایل وجود توازن میان ملودرام‌های تلویزیونی و مجموعه‌های طنز این است كه هر دو گونه این برنامه‌ها قطعا می‌تواند طیف بالاتری از مخاطب را به رسانه ملی علاقه‌مند كند و از طرفی دیگر، تلویزیون در كنار ساخت مجموعه‌های ملودرام تلخ، به منظور ایجاد تنوع برای مخاطبان باید سریال‌های طنز هم پخش كند، چرا كه این نوع سریال‌ها می‌تواند تلخی برخی آثار ملودرام را در میان مخاطبان كاهش دهد.

نكته دیگر این‌كه منظور از سریال‌های طنز یا شاد فقط سریال‌های معروف 90 قسمتی نیست. در این‌كه حتما باید شادی در سریال‌های شاد حاكم باشد شكی نیست، ولی این‌كه یك سریال كاملا كمدی باشد و فقط مخاطب را بخنداند جذابیت ندارد. بارها این اتفاق افتاده كه سریال‌های طنزی در تلویزیون پخش شده‌ كه خنده‌دار نبوده، ولی فضای امیدبخشی برای مخاطبان داشته كه مخاطب با تماشای آنها احساس آرامش، شادی و امید كرده است.

سریال‌های شاد و كمدی را باید از همدیگر مجزا كنیم؛ چرا كه یك سریال شاد حتما نباید خنده‌دار باشد و همین كه به بیننده احساس امیدواری می‌دهد و بیننده با دیدن آن حالش خوب می‌شود، كافی است.

وقتی در ساخت سریال‌های طنز یك قصه‌ خوب و جذاب در نظر گرفته شود، خیلی مهم‌تر از این است كه بازیگران آن نیز بازیگر كمدی هستند یا خیر؛ چون این قصه‌ سریال‌های طنز است كه مورد استقبال مخاطبان قرار می‌گیرد و تا حدودی تاثیرگذاریش بیش از سایر چیزهاست. قصه‌ سریال موجب می‌شود تماشاچی كاراكتر را دوست داشته باشد و زمانی هم كه به یك كاراكتر علاقه‌مند شد، با او همراه می‌شود.

90 شبی‌ها، باشند یا نباشند؟

بسیاری از مجموعه‌هایی كه به عنوان 90 شبی در تلویزیون ایران مطرح شد توانستند مخاطبان بسیاری به خود جلب كنند. این نكته حتی برای آن دسته از سریال‌هایی كه به نوعی موفق هم نبودند، تكرار شد.

هرچند روی آنتن رفتن این سریال‌ها همیشه همراه با نقد و واكنش در زمان خودش بوده است، اما نبودشان نیز بشدت به چشم می‌آمد. مجموعه‌های طنز 90 شبی در دهه 70 از دل آیتم‌های طنز زاده شد. همچنین برخی تجربه‌های موفق نشان داد این ژانر جدید قابلیت دارد كمی با تدبیر مناسب تا مدت‌ها مخاطب گریز پا را پای تلویزیون نگه دارد. مهران مدیری با اولین مجموعه 90 شبی خود توانست سبك خاصی از طنز را در تلویزیون پایه‌گذاری كند. حتی او تعدادی نویسنده خوشفكر را آورد كه نوآوری آنها منجر به جهش در این ژانر شد. علاوه بر گروه مهران مدیری، رضا عطاران نیز توانست در ساخت مجموعه‌های طنز تلویزیون موفقیت‌های نسبی را از آن خود كند؛ اما جذابیت‌های سینما و البته استقبال تلویزیون از برنامه‌های غمگین باعث شد این افراد به سمت پرده نقره‌ای جذب شوند.

جذابیت سینما باعث شد بسیاری از این برنامه‌سازان موفق ترجیح دهند به جای تلویزیون در سینما حضور داشته باشند و اتفاقا خلأ این افراد در تلویزیون بخوبی احساس شد. رضا عطاران شاید نمونه خیلی خوبی از این دست افراد باشد.

وقتی عطاران برای بازی در یك فیلم سینمایی فقط یك ماه و نیم درگیر است و البته پول خوبی هم دریافت می‌كند، مسلما انگیزه كمتری برای ساخت یك مجموعه طنز دارد كه او را نه تنها چند ماه درگیر می‌كند، بلكه باید با ناظر كیفی، ناظر پخش و… هم چانه بزند. استاندارد كمدی كار كردن تلویزیون خیلی بالاتر از سینماست؛ البته استثناهای عالی هم در سینما وجود دارد.‌ این مساله خیلی خوب است كه در تلویزیون یك نگاه پیگیرتر به كمدی داشته باشیم. حالا كه بیننده به ما اعتماد كرده بهتر است این اعتماد ماندگار شود، چون جذب اعتماد مخاطبان بویژه در كارهای كمدی سخت است.

میثم اسماعیلی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *